روزمرگی ها

روح بلاگفا شاد 🚶‍♂️💔

یه بهونه برای تفکر

1405/1/19
22:38

سر کلاس فیزیولوژی، استاد گفت: مغز برای افزایش ضربان قلب، از [نور اپی نفرین] استفاده میکنه. قسمتی از اون توسط اعصاب به قلب میرن و مابقی به صورت هورمون به قلب میرسن. حالا چرا مغز همشو نمیاد با اعصاب بفرسته؟ چون سلول های قلب خیلی زیادن و اگه قرار بود برای همشون عصب باشه، عصب ها خیلی قطور تر می شدن و ضخامت گردن و ستون فقرات ما باید چند برابر بزرگتر می بود.

خدا همه چیز رو با نظم و حساب کتاب آفریده :)

سیزده به در مبارک 🌱🌸

1405/1/13
12:09

اولین گل های درخت یاس 🪻🥰

چه روز قشنگی رو برای بیرون اومدن انتخاب کردن :)

رسما پایان نوروز ۱۴۰۵ رقم خورد. این روزا زمان برای من مفهوم خودش رو از دست داده و اصلا نفهمیدم نوروز چطوری گذشت...

پ.ن: دوست دارم حداقل امروز رو بدون گوشی بگذرونم، راجب قشنگی های طبیعت بیشتر فکر کنم و تا غروب امروز، از گوشیم استفاده نکنم بجز برای عکس گرفتن. در پ.ن بعدی مشخص خواهد شد چقدر به این پیمان شخصی عمل کردم.

پ.ن۲: خداروشکر با موفقیت انجام شد🙂

برشی از یک کتاب📖: وقتی نامهربان میشویم

1405/1/12
16:19

در همه ما قدرتی وجود دارد برای تخریب، نادیده گرفتن، قضاوت و حمله کردن به دیگران. [...] اگر میدانستیم چقدر درد هایمان شبیه به یکدیگر است، بیشتر همدیگر را درک میکردیم و کمتر حمله میکردیم. اگر میدانستیم آدم ها در بیشتر مواقع نمیخواهند به ما آسیب بزنند بلکه فقط ناخواسته درد های قدیمی ما را بیدار میکنند، بیشتر صبوری میکردیم و کمتر خشم های گذشته خود را بر سرشان خالی میکردیم.

اندر احوالات عید ۲

1405/1/10
16:33

دومین خونه قدیمی که برای عید ازش بازدید کردیم، خونه عموی مادرم بود. متاسفانه برخلاف خونه قبلی، اینجا نمیتونستم با صاحب خونه ارتباط خوبی برقرار کنم؛ چون صاحب این خونه، یه پیرمرد ۹۳ ساله با گوش های به شدت سنگین بود که خوندن و نوشتن هم بلد نبود 🫡

ولی خونه قشنگی داشت :)

 

پ.ن: یه مگس کش دست ساز 🤌😂

 

پ.ن۲: یه چیزی شبیه اتاق، بالای راهروی اصلیه.

 

پ.ن۳: یه گلیم قدیمی (موقعیت: میدونی حداقل ۷۰ سال قدمت داره ولی نمیتونی ثابت کنی)

 

پ.ن۴: یکی از سه تا زیرزمینش

 

پ.ن۵: یه میخ خیلی بزرگ و قطور💀

 

بعد از اون به خونه یکی دیگه از اقوام قدیمی رفتیم. اونم فضای خیلی قشنگی داشت :)

 

 

صفحه قبل
صفحه بعد