روزمرگی ها

روح بلاگفا شاد 🚶‍♂️💔

گوجه ی عجیب

1405/5/29
23:45

توی دورهمی داشتیم با فامیل شام میخوردیم که خالم از اینا سر سفره رونمایی کرد. گفت اینارو همسایه شون کاشته و اسمش "گوجه گلابی" یه. شکلش و رنگش کاملا شبیه گلابیه ولی دقیقا مزه ی گوجه میده 🫡 خیلی جالب بود. دو تاشو از سر سفره کش رفتم تا با دقت بیشتر نگاشون کنم. تا اکتشافاتی دیگر بدرود 🤓

ادامه مطلب ..

چالش نقاشی 🎨

1405/5/29
14:45

هفته ی قبل، برای پارادوکس عزیز ارسالش کردم. ولی دیدم بقیه نقاشی هاشون رو توی بلاگیکس گذاشتن و اینجارو خیلی قشنگ کردن. 🤩 برای همین تصمیم گرفتم اینجا هم بذارم. البته که به خوبیِ نقاشی های اساتید نیست 😁🙌

یه شاهکار از هوش مصنوعی ⚡

1405/5/25
21:56

اینو یکی از بچه ها برای امتحان روانشناسی درست کرده بود و برام فرستاد. خیلی خوشم اومد. 🔥😃

بعدش تصمیم گرفتم خودم یکی از اینا برای مرور مطالب آزمایشگاه شیمی بسازم. و نتیجه شد این 🤩

توی بخش اعداد و تصاویر کوچیک میتونست بهتر باشه ولی بازم خیلی خفن و به درد بخوره 👌

 

ادامه مطلب ..

چهارشنبه

1405/5/17
02:13

سر امتحان بافت شناسی با این صحنه مواجه شدیم. بعد از امتحان، با دوتا از علما به اختلاف خوردم. اونا میگفتن سلول شماره ۳ لَنفوسیته. ولی من میگفتم مونوسیته چون یه خمیدگی خیلی کوچیک داره 🤏

 از استاد پرسیدیم و گفت مونوسیته :)

.

بعد از امتحان، بابای یکی از بچه ها لطف کرد و مارو همراه خودشون برگردوند خونه =) 

بنده خدا فکر کنم به تعارف و احترام، آلرژی داشت. چون وقتی دید زیاد تعارف میکنم، بهم گفت: "اگه یه بار دیگه تعارف کنی وسط بیابون پیاده ت میکنم." 🔪😂 بنابراین تو مابقی مسیر، سکوت کردم و از پنجره ی ماشین به افق خیره شدم :/ 

.

پ.ن: کتاب هایی که سفارش داده بودم رسید. ولی جلد کتاب "آب نبات پسته ای" رو دوست ندارم

اونی که من دیدم و سفارش دادم یه شکل دیگه بود :( 

پ.ن۲: استاد نمونه به این میگن. هنوز ۴ ساعت از امتحان دادنمون نگذشته ولی برگه هارو تصحیح کرده و نمره های بافت شناسی رو گذاشته تو سامانه. ۱۹ شدم. نسبت به ضخامت کتابش نمره ی خیلی خوبیه. خداروشکر 🌱 

.

.

پنجشنبه

داشتم مسواک میزدم و دهنم پر از کف خمیردندون بود که نیم وجبی اومد یه چیزی ازم پرسید. برای اینکه بتونم سریع جوابش رو بدم خمیر دندون رو قورت دادم. بعدش به این فکر افتادم که نکنه خوردن خمیر دندون خطرناک باشه؟ 🤔

رفتم از هوش مصنوعی پرسیدم...

 و فهمیدم خیلی خطرناکه :| 

تشنج؟ مشکل قلبی؟!

خوندنش یه آرامش خاصی رو ازم گرفت 😂 همین چند وقت پیش برای ضربان قلبم رفتم دکتر

تازه دهنمم پر بود. فکر کنم خیلی خوردم. الان یه "حاجییی نمیرممم" خاصی تو چشمامه  

جمعه

 خب من هنوز زندم :) 

و اینکه به لطف خدا عادت تمرین زبان ۲۵۰ روزه شد ⚡🌱

یار های مهربان بیشتری در راهند

1405/5/11
00:07

دو تا از کتاب هایی که بقیه بهم معرفی کردن رو سفارش دادم. لیست کتاب های مورد علاقم چند ماهی بود که داشت خاک می خورد. امیدوارم کتاب های قشنگی باشن. 

پ.ن: سایت ایران کتاب روی بعضی از کتاب هاش ۲۰ تا ۳۰ درصد تخفیف گذاشته. هنوزم تخفیفش برقراره و میتونید استفاده کنید.

سه شنبه

1405/5/2
22:09

یه سوسک جدید تو کتابخونه کشف کردم. رنگش خیلی قشنگه :)

 پ.ن: شب یکی از بچه توی کتابخونه بهم کلوچه تعارف کرد. و من اینقدر خسته و گرسنه بودم که سریع تشکر کردم و یکی برداشتم خوردم. یادم رفت اول باید قبلش کلی تعارف کنم. الان احساس شرمساری میکنم 🚶 

 پ.ن ۲: امروز اصلا حال روحی خوبی نداشتم ولی به خودم اومدم و دیدم دو برابر دیروز که حالم خوب بوده مطالعه کردم! شرایط بد واقعا بهونس

 

 

 

ادامه مطلب ..