دومین خونه قدیمی که برای عید ازش بازدید کردیم، خونه عموی مادرم بود. متاسفانه برخلاف خونه قبلی، اینجا نمیتونستم با صاحب خونه ارتباط خوبی برقرار کنم؛ چون صاحب این خونه، یه پیرمرد ۹۳ ساله با گوش های به شدت سنگین بود که خوندن و نوشتن هم بلد نبود 🫡

ولی خونه قشنگی داشت :)

 

پ.ن: یه مگس کش دست ساز 🤌😂

 

پ.ن۲: یه چیزی شبیه اتاق، بالای راهروی اصلیه.

 

پ.ن۳: یه گلیم قدیمی (موقعیت: میدونی حداقل ۷۰ سال قدمت داره ولی نمیتونی ثابت کنی)

 

پ.ن۴: یکی از سه تا زیرزمینش

 

پ.ن۵: یه میخ خیلی بزرگ و قطور💀

 

بعد از اون به خونه یکی دیگه از اقوام قدیمی رفتیم. اونم فضای خیلی قشنگی داشت :)