روزمرگی ها

روح بلاگفا شاد 🚶‍♂️💔

از سرگیری خاطره نویسی کاغذی

1405/1/23
10:04

همراه با کتاب های دیروز، یه چیز دیگه هم خریدم. یکی از دلایلی که دیگه حاضر به نوشتن توی دفترم نشدم، نبودن ایموجی ها بود؛ ولی به لطف این برچسب ها این مشکل حل شد. :) حالا میتونم بخشی از اتفاقات قشنگ سال جدید رو توی دفترم داشته باشم.

نبرد بی سر و صدا 🕷🐜

1405/1/21
15:23

بین درختا مشغول قدم زدن بودم که صحنه جالبی دیدم. یه عنکبوت یکی از شاخک های مورچه نگون بخت رو گرفته بود و ول نمیکرد. نشستم و منتظر یه نبرد خونین موندم؛ ولی به جز چند بار عقب و جلو رفتن، کار دیگه ای نکردن. انگار هر دو تاشون واقعا نمیدونستن به عنوان حرکت بعدی باید چیکار کنن😂 حوصلم سر رفت و رفتم تا بعد از نهار بیام نتیجه این کارزار رو ببینم. بعد از نهار رفتم اونجا و دیدم خبری ازشون نیست. ظاهرا قضیه با بغل و آشتی به پایان رسیده بود.

یه بهونه برای تفکر

1405/1/19
22:38

سر کلاس فیزیولوژی، استاد گفت: مغز برای افزایش ضربان قلب، از [نور اپی نفرین] استفاده میکنه. قسمتی از اون توسط اعصاب به قلب میرن و مابقی به صورت هورمون به قلب میرسن. حالا چرا مغز همشو نمیاد با اعصاب بفرسته؟ چون سلول های قلب خیلی زیادن و اگه قرار بود برای همشون عصب باشه، عصب ها خیلی قطور تر می شدن و ضخامت گردن و ستون فقرات ما باید چند برابر بزرگتر می بود.

خدا همه چیز رو با نظم و حساب کتاب آفریده :)

سیزده به در مبارک 🌱🌸

1405/1/13
12:09

اولین گل های درخت یاس 🪻🥰

چه روز قشنگی رو برای بیرون اومدن انتخاب کردن :)

رسما پایان نوروز ۱۴۰۵ رقم خورد. این روزا زمان برای من مفهوم خودش رو از دست داده و اصلا نفهمیدم نوروز چطوری گذشت...

پ.ن: دوست دارم حداقل امروز رو بدون گوشی بگذرونم، راجب قشنگی های طبیعت بیشتر فکر کنم و تا غروب امروز، از گوشیم استفاده نکنم بجز برای عکس گرفتن. در پ.ن بعدی مشخص خواهد شد چقدر به این پیمان شخصی عمل کردم.

پ.ن۲: خداروشکر با موفقیت انجام شد🙂

برشی از یک کتاب📖: وقتی نامهربان میشویم

1405/1/12
16:19

در همه ما قدرتی وجود دارد برای تخریب، نادیده گرفتن، قضاوت و حمله کردن به دیگران. [...] اگر میدانستیم چقدر درد هایمان شبیه به یکدیگر است، بیشتر همدیگر را درک میکردیم و کمتر حمله میکردیم. اگر میدانستیم آدم ها در بیشتر مواقع نمیخواهند به ما آسیب بزنند بلکه فقط ناخواسته درد های قدیمی ما را بیدار میکنند، بیشتر صبوری میکردیم و کمتر خشم های گذشته خود را بر سرشان خالی میکردیم.

صفحه قبل
صفحه بعد