دیدن تشابه دروس دانشگاه و دبیرستان واقعا لذت بخشه. امروز توی کلاس باکتری شناسی، راجب آزمایش گریفیت خوندیم.
و پارسال همین موقع، توی زیست دوازدهم می خوندیمش :)
پ.ن: عدد های زیر صفحه کتاب زیست، نشون میده چند بار اون صفحه خونده شده. این صفحه بالای ۶ بار خونده شده🫠 بعضی وقتا یادم میره برای جایگاهی که الان دارم، چه زحمتایی کشیده شده. خدایا شکرت🙂
پ.ن۲: موقعی که پشت کنکور بودم و برای کنکور ۴۰۴ میخوندم، فکر میکردم خیلی طفلکی هستم و شرایط خیلی بدی دارم. ولی کنکوری های امسال رو که دیدم نظرم عوض شد :/ به نظرم به هر کنکوری ۱۴۰۵ که قبول بشه باید مدال قهرمانی داد 🌱🏅
کسی که ناشنوا است، از لذت گفتوگو و شنیدن صدا های دل ربا و آهنگِ خوشِ طبیعت محروم است. مردم نیز از گفتوگو با او ناتوان اند. او از اخبار و رویداد های اطرافش بی خبر است. انگار در میان جمع غایب است. [...] خدا دست ها را جفت آفریده است. اگر تک می آفرید نمیتوانست بسیاری از کار ها را انجام دهد. نجار و بنا اگر یک دستشان از کار بیوفتد، دیگر نمیتوانند کار کنند. دست ها هر دو کمک کار هم اند.
📖 از کتاب دنیای دیدنی
پ.ن: علاوه بر این دو مورد، میتونید از خدا ممنون باشید بابت اینکه مثل من، توی گوشتون یه جوش بزرگ و چرکی نزده. 🥴
این فیلم رو به پیشنهاد یکی از دوستان بلاگیکس دیدم. خیلی زیبا بود D: نشون داد برای مهربون بودن، خوبی کردن به بقیه و خوشحال بودن حتما نیازی نیست شرایط زندگیت از دید بقیه عالی باشه. همه چیز به جهان بینی خودت بستگی دارد. 👌
ما هرچه در درونمان هست را به دنیای بیرونمان نسبت میدهیم. [...] وقتی حال ما خوب است، تصور میکنیم آدم روبرویمان، بهترین آدم دنیا است و بالعکس... [...] ما دنیا را با لنز ادراک خود میبینیم. ادراک ما، آینه ی تفکرات، عقاید و تجربیات گذشته ماست. هرچه آشفتگی های درونی ما بیشتر باشد، دنیا برای ما ناامن تر و نابسامان تر است. هر چه رابطه ما با خود سالم تر باشد، آدم ها را راحت تر میپذیریم و آدم های مهربان تر و همدل تری را تجربه خواهیم کرد. [...] بیشترین چیزی که لازم داریم تا به خود نزدیک شویم، "صداقت" است. صداقت در دیدن افکار و نظراتمان راجع به آدم ها و دنیا. هنگامی که به خود نزدیک تر شویم، از تلاش برای پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران دست میکشیم.
از تماشای گل ها و عکس گرفتن ازشون سیر نمیشم. توی تست شخصیت شناسی MBTI نتیجش بهم میگفت تو ISTJ هستی و توی شغل هایی مثل عکاسی نمیتونی موفق باشی؛ ولی این گل ها اینقدر زیبا آفریده شدن که اصلا معلوم نیست یکی مثل من ازشون عکس گرفته :)
پ.ن: امروز خاله بزرگم به همراه نوه اش اومد پیشمون. نوه اش ۱۲ سالشه. باهم دوچرخه سواری کردیم. وسط دوچرخه سواری، با کلی ذوق بهم گفت یه سایت پیدا کرده که همه فیلم و سریال هارو بدون سانسور میذاره. 🚶♂️
همیشه ی خدا در حال دیدن فیلم های بزرگسالان و انیمه س. این دو تا هم علی برکت الله پر از صحنه های مختلف...
من واقعا دلم نمیخواد یه نفر دیگه مثل من بشه. نمیخوام به خاطر کنجکاوی توی ۱۱ ۱۲ سالگی چیزایی رو بفهمه که واقعا نیازی به دونستن اش نداره.
از طرفی درکش میکنم که از سانسور بدش میاد. منم توی ۱۲ ۱۳ سالگی وقتی تو تلویزیون میفهمیدم یه تیکه از فیلم قطع شده، خیلی ناراحت میشدم و دلم بال بال میزد که همه چیزای فیلمارو ببینم. و مطمئنم اگه به خالم بگم، شدیدا برای این طفل پر ذوق و کنجکاو، تحریم تکنولوژی وضع میکنه. نمیخوام باعث بشم اوقاتش تلخ بشه :'(
جالبه که هرچقدر یه تخمه، سفت تر باشه، بیشتر دوست داره بخوره. مثلا تخمه ژاپنی ای که رسما انگار زره پوشیده رو خیلی دوست داره. الانم خرت خرت داره تخم هندونه میخوره. علاقه زیادی به ترشی جات داره، سماق رو روی کبابش خالی میکنه و لواشک رو با جاش می بره. به نمک ارادت خاصی داره و اگه نمکپاش رو ازش نگیری، میتونه تا ابد به غذاش نمک بزنه :/
ظهر میخواستم نهارم رو زودتر از خانواده بخوردم. توی یه کاسه، ماست ریختم و با بشقاب غذا بردم اتاقم. یه چیزی دیدم روی فرش. خم شدم که برش دارم. یادم نبود کاسه ماست دستمه. کاسه خم شد و یکم ماست ریخت روی تخته وایت برد ام. گفتم چیز مهمی نیست و بعدا پاکش میکنم. الان تازه یادش افتادم! ماستی که میشد همون موقع با یه دستمال پاکش کنم، الان خشک شده بود و مجبور شدم با یه خط کش فلزی، خرت خرت ماست هارو از روی تخته بتراشم. و آخرش هم به طور کامل تمیز نشد...
بعضی وقتا خیلی راحت در انجام بعضی از کار های ساده تنبلی میکنیم و بعد با هزینه ها و عواقب سنگین تری روبرو میشیم