روزمرگی ها

روح بلاگفا شاد 🚶‍♂️💔

برشی از یک کتاب📖: منعطف باشیم

1405/2/24
16:53

هر چقدر انعطاف پذیری ما در ارتباط با انسان ها بیشتر باشد و تحمل مان نسبت به تعارض های رفتاری در آدم ها بالاتر برود، احتمال اینکه در ارتباط های پایدار تر و بهتری قرار بگیریم بیشتر است. برای منعطف شدن، احتیاج داریم که گاهی تحمل کنیم، کمتر حرف بزنیم و کمتر واکنش افراطی نشان دهیم. صبور تر باشید نسبت به ویژگی هایی که در آدم ها دوست ندارید. لازم نیست همیشه واکنشی نشان بدهید. آن وقت، هم در دنیای بیرون و هم در درونتان احساس آرامش بیشتری خواهید داشت.

 

پ.ن: این عزیزان چند روزیه که مهمون ما هستن :)

 

 

برشی از یک کتاب📖: وقتی هم دردی، همدردی می آورد

1405/2/20
20:48

چند روزنامه را دیدم که معلوم بود قبل از آمدن من خوانده شده بودند. 

از موری پرسیدم: تو برای دنبال کردن اخبار وقت می گذاری؟ 

موری گفت: بله، مگر عیبی دارد؟ فکر می کنی حالا که دارم می میرم، دیگر نباید از حوادث دنیا خبردار شوم؟ 

گفتم: شاید. 

موری در حالی که آهی می کشید گفت: شاید تو درست می گویی. شاید دیگر نباید آنها را دنبال کنم. چون من که دیگر زنده نخواهم بود تا از عاقبت آنها باخبر شوم؛ ولی حالا که خودم غرق درد و رنج هستم، حس می کنم بیشتر از زمان قبل به مردمی نزدیک شده ام که آنها هم در درد و رنج به سر می برند. دو شب پیش من در تلویزیون مردم بوسنی را می دیدم که به آنها شلیک می شد و آنها می دویدند و کشته می شدند. من گریه کردم. من به قدری با آنها همدردی می کنم که انگار خودم در حال درد کشیدن هستم. من هیچ شناختی نسبت به این آدم ها ندارم. من نمی توانم منظورم را درست توضیح بدهم، ولی من تا حدودی قلبم پیش آنهاست.

اشک در چشمانش حلقه زد و من تلاش کردم موضوع را عوض کنم، ولی او اشک هایش را پاک کرد و با اشاره از من خواست که راحتش بگذارم.

با خودم گفتم جای تعجب است. واقعا  که جای تحسین دارد و غیر قابل باور است. من به عنوان یک خبرنگار، با آدم های زیادی مصاحبه و گفتوگو کرده ام. حتی در تشییع جنازه ی آنها شرکت کرده ام؛ ولی هیچگاه برای آنها اشک نریخته ام. اما موری برای آدم های آن سوی دنیا اشک می ریخت. شاید مرگ بهترین وسیله ی ایجاد تعادل و جوش دهنده ی قلب ها باشد، همان وسیله ای که سبب می شود حتی افراد غریبه برای یکدیگر اشک بریزند.

رگ های هوشمند !

1405/2/18
16:39

بدن ما تا حد زیادی میتونه میزان اکسیژن خون خودش رو در حالت پایدار نگه داره. اگه میزان اکسیژن خون در یک قسمت از بدن پایین بیاد و برای مدت طولانی پایین بمونه، تعداد و اندازه ی رگ های اون قسمت بدن بیشتر میشه تا این کمبود رو جبران کنه :)   از جزوه فیزیولوژی هم چیزای قشنگی میشه نوشت.

 

پ.ن: سر تمرین زبان، به نکته جالبی رسیدم. من همیشه عددی مثل 1701 رو اینطور میخوندم:

seventeen zero one

ولی به نظر میاد حالت درست دیگه ای هم برای خوندن این عدد وجود داره:

 Seventeen O one

داشتم یه کتاب صوتی میخوندم که دیدم اینطوری میخونه

 

 

معجزه ای به نام باکتری

1405/2/17
14:55

امروز موقع مطالعه باکتری شناسی، با اصطلاح "اِسپور" آشنا شدم. زمانی که باکتری در شرایط محیطی بدی قرار بگیره و زنده موندن براش دشوار بشه، تبدیل به اِسپور میشه. باکتری ها در حالت عادی، در برابر گرما بسیار آسیب پذیرن، با اسید نابود میشن و آنزیم لیزوزیم (که در بزاق دهان ما وجود داره) میتونه اونا رو از بین ببره؛ ولی وقتی باکتری ها تبدیل به اِسپور میشن، به طرز معجزه آسایی در برابر همه ی این عوامل آسیب زا مقاوم میشن و میتونن برای سالیان طولانی در این حالت زندگی کنن و حتی تابش هسته ای هم نمیتونه اونا رو نابود کنه. ☢️🔥 مشخصه که خالقشون خیلی توانمند بوده =)

 

یه جورایی میشه گفت اِسپور یه همچین چیزیه :)

پ.ن: فکر کنم آقای جنتی هم یه جور اِسپوره 😂🦦

برشی از یک کتاب 📖: شگفتی های جانواران

1405/2/16
17:05

در کار های گروهی مورچه ها دقت کن. آنها وقتی میخواهند دانه ای را به خانه ببرند، همه با هم جمع میشوند و به همدیگر کمک میدهند. مهارتی که مورچه ها در اینگونه کار های گروهی دارند، انسان ها ندارند. [...] زنبور عسل هم یکی دیگر از شگفتی های آفرینش است. فکر کن چگونه زنبور ها برای ساختن خانه های شش ضلعیِ یک دست و تولید عسل، منظم و دقیق با هم همکاری میکنند. [...] درباره ویژگی های جسمانی پرندگان و آفرینش آنها فکر کن. خدای دانا مقدر کرده که پرندگان در آسمان پرواز کنند. بنابراین، استخوان پرندگان را سبک آفریده و بدنی به آنان عطا کرده که مناسب این کار باشد.

 

 

در میانه ی بهار و چشم انتظار تابستان

1405/2/10
18:46

نوخوشه هایی که تا همین دو هفته پیش اندازه ی یه بند انگشت بودن، حالا جوری قد کشیدن که آدم از قدرت خدا حیرت میکنه :) انگار برای رسیدن تابستون عجله دارن. 

پ.ن: روز ملی خلیج همیشه فارس گرامی باد 💓🌊

 

 

صفحه قبل
صفحه بعد