عید دیدنی همیشه دوست داشتنیه؛ مخصوصا وقتی که خونه ی میزبان، یه خونه قدیمی با یه صاحب ۸۰ ساله و خوش اخلاق و شوخ طبع باشه. حس خوبی که از بودن تو خونه ی زن عموی بابام دارم رو هیچوقت توی آپارتمان خودمون احساس نمیکنم.
پ.ن: ظرف شیرینی ها دقیقا روبرومه. چه سعادتی ^^
پ.ن۲: زن عمو: من تو ۸۰ سال زندگیم، آدم های زیادی رو با هم آشتی دادم. خدایا یعنی میتونم ایران و بقیه هم آشتی بدم که برقمون رو نزنن؟ 🫠😂
پ.ن۳: زن عمو: فلانی، عجب پیرزن نحس و بیخودی بود. خدا رحمتش کنه 😐😂 (تخریب و تحسین هم زمان😂🤌)
رفتار ما با آدم ها باید به سبک خودمان باشد نه شبیه رفتار آنها با ما. درون همه آدم ها، رفتار های ضد و نقیض زیادی وجود دارد. اگر بخواهیم به هر رفتار، پاسخی شخصی دهیم، به زودی ناامید می شویم [...] از خودمان شروع کنیم، برای خودمان مشخص شویم. ضد و نقیض ها را در خودمان کنترل کنیم و خشم و برداشت های شخصی خود را وارد رفتارمان نکنیم.
دختر خالم ۱۶ سالشه و امسال کلاس دهمیه. خیلی وقته با هم صحبت نکرده بودیم. حتی از منم ساکت تر و درونگرا تره؛ ولی این بار تو مهمونی اومد پیشم نشست و وقتی دید دارم با گوشیم بازی میکنم، ازم خواست باهم بازی کنیم و دو نفری با هم بازی کردیم. بعد ازم پرسید چه سریال هایی میبینم و رشته دانشگاهیم چه فرصت های شغلی ای داره. از کارش خوشم اومد. با حوصله بهش توضیح دادم و بعد راجب کنکورش و قلمچی راهنماییش کردم. انگار میخواستم بابت رفتار متفاوتش ازش قدردانی کنم. اونم با دقت به حرفام گوش داد. امیدوارم حرفامو جدی بگیره و از همین الان مشاور و آزمون آزمایشی بگیره تا بهترین نتیجه رو از کنکور تجربی بگیره. در کل تجربه جالبی بود 🙂
مهمونی ها همیشه دوست داشتنی هستن. البته به شرطی که خودت میزبان نباشی😅 از صبح باید تو کلی کار به مامانم کمک میدادم: آماده کردن برگ های دلمه، خرد کردن گوشت، جارو کردن ایوان، تمیز کردن میز ها، دستمال کشیدن آینه ها و گردگیری مبل ها واقعا خسته کننده بود ولی دعای خیری که مامانم بعدش برام کرد >>>
به خاطر اتفاقات چند هفته اخیر، مجبور شدیم بیایم شهرستان. امروز وقتی داشتم دوش میگرفتم، متوجه شدم قسمتی از کف های صابون، رسوب کردن و دیگه کف نمیکنن. یکم فکر کردم و از چیزی که فهمیدم ذوق کردم😅
آب اینجا املاح زیادی داره. برای همین با صابون واکنش نشون میده و رسوبش میده. دقیقا همون چیزی که توی فصل اول شیمی دوازدهم خوندیم. 😃
اینم معادله واکنشش:
روبرو شدن با درس های دبیرستان در زندگی روزمره چقدر قشنگه :)
پ.ن: سرما خوردگیم خیلی بهتر شده و الان فقط یه سرفه خشک ازش مونده. خدایا شکرت 🙂🌹