روزمرگی ها

روح بلاگفا شاد 🚶‍♂️💔

دکترِ پولکی 💸

1405/4/13
20:49

چند روز پیش رفتم دکتر. 

برام چند تا آزمایش نوشت و گفت برای آزمایش ها اصلا بیمه رو قبول نمیکنه. 

هزینه ی آزمایش ها بدون بیمه ۲ میلیون و ۷۰۰ بود.

امروز رفتم پیش یه دکتر دیگه. 

هم بیمه رو قبول کرد، هم گفت: اون دکتر قبلیه باید اول ازت نوار قلب میگرفت تا یه چیزی بفهمه و بعد برات آزمایش مینوشت. بعدم گفت: بیشتر آزمایش هایی که اون برات نوشته، بی ربطه و اصلا لزومی نداره انجامشون بدی :))))

اسم دکتر اولی، حمید بود 

آقا حمید این رسمش نبود واقعا 🚶‍♂️

کجای سوگندنامه پزشکی نوشته شده میتونی بدون تشخیص دقیق، برای بیمار آزمایش بنویسی و چند تا آزمایش غیر ضروری هم قاطیش کنی :/ 

خدا میدونه با چندتا مریض دیگه این کارو کردی و اون بیچاره ها مجبور شدن کلی پول الکی بدن 💔

متاسفم... اگه در آینده توی آزمایشگاه ببینمت، با یه آمپول هوا بدرقه ت میکنم 😒💉

از مشکلات درمانگاه ها

1405/2/6
20:57

هفته پیش، رفتم دکتر گوش. منشی بهم گفت نیازی نیست برای مراجعه بعدیت نوبت بگیری. 

منم امروز شاد و خوشحال رفتم پیش ایشون و حرفشون رو بهشون یادآوری کردم. 

ولی ایشون گفت: نه من کِی این حرفو زدم؟ 😇 الان برات نوبت میزنم آخر همه برو داخل. 

من شماره ۳۰ بودم و شماره ۲۰ رفته بود داخل. نوبت داشت به شماره من نزدیک میشد که یهو شماره ۱۶ از راه رسید. رفت داخل و تا یه ربع بعد نیومد بیرون 🥴

یکم که گذشت، از شماره های ۱۷ و ۱۸ هم رونمایی شد :/

بعد نوبت شماره ۲۶ بود که بره داخل

ایشون داشت دستگیره در رو لمس میکرد که یه نفر دیگه گفت: شماره ی منم ۲۶ عه 🫤

از قرار معلوم، خانم منشی به دو نفر این شماره رو داده بود. بعد معلوم شد که شماره ۲۷ هم به دو نفر داده 😑 

وقتی مردم با کلافگی رفتن سراغ منشی، خانم منشی شونه هاشو انداخت بالا و گفت: پیش میاد دیگه 🙄 

حس میکنم قراره تا نیمه شب اینجا باشم

 

پ.ن: شماره ۱۲ هم از راه رسید 🤓

پ.ن۲:  مطمئنا اگه بگم یکی دیگه مثل من شماره ۳۰ عه هیچکس باور نمیکنه. خدایا لطفا بهم بگو این یه دوربین مخفیه 😭

 

پ.ن۳: خسته و ناراحت داشتم از درمانگاه بیرون میرفتم که ایشونو با قیافه ی بانمکش دیدم =)