روی مبل نشسته بودم و تلویزیون میدیدم. بابام داشت با لپ تاپ کار میکرد. یهو همینجوری ازم پرسید: فلانی رو میشناسی؟
گفتم: آره یکی از همکلاسی های دوران دبستانم بود.
گفت: این ترم یکی از دانشجو های منه =)
بعدش اسمش رو توی سامانه دانشگاهی گلستان جستجو کرد و عکسش رو دیدم.
دیدم خودِ خودشه فقط یکم سیبیل بهش اضافه شده 😂
و فهمیدم داره مهندسی برق میخونه

خیلی حس قشنگی بود :) ایشالا به بهترین جاها برسه ❤️🔥
واقعا برام سوال شد بابام چطوری نزدیک به ده سال اسم دوستم رو به خاطر سپرده. قدرت حافظه انسان هم خیلی شگفت انگیزه.










