رفتم آشپزخونه. میخواستم برای قبل از خواب، شیر گرم کنم. پدرم روی یکی از صندلی های میز نهارخوری نشسته بود و با لپ تاپش کار میکرد. اومدم زیر اجاق گاز رو روشن کنم که گفت فندک اجاق گاز رو نزن، فلشی که به لپ تاپ وصله قطع میشه.
گفتم: یعنی چی چه ربطی داره؟! 😐
گفت: یه لحظه بزن تا بفهمی
فندک اجاق گاز رو زدم و صدای قطع شدن فلش اومد :|
بابام گفت چند روزه متوجه این موضوع شده
ولی خب ایشونم نمیدونست چرا این اتفاق میوفته. فردا راجبش جستوجو میکنم. امیدوارم دلیل قانع کننده ای پیدا کنم.










