هفته پیش، رفتم دکتر گوش. منشی بهم گفت نیازی نیست برای مراجعه بعدیت نوبت بگیری. 

منم امروز شاد و خوشحال رفتم پیش ایشون و حرفشون رو بهشون یادآوری کردم. 

ولی ایشون گفت: نه من کِی این حرفو زدم؟ 😇 الان برات نوبت میزنم آخر همه برو داخل. 

من شماره ۳۰ بودم و شماره ۲۰ رفته بود داخل. نوبت داشت به شماره من نزدیک میشد که یهو شماره ۱۶ از راه رسید. رفت داخل و تا یه ربع بعد نیومد بیرون 🥴

یکم که گذشت، از شماره های ۱۷ و ۱۸ هم رونمایی شد :/

بعد نوبت شماره ۲۶ بود که بره داخل

ایشون داشت دستگیره در رو لمس میکرد که یه نفر دیگه گفت: شماره ی منم ۲۶ عه 🫤

از قرار معلوم، خانم منشی به دو نفر این شماره رو داده بود. بعد معلوم شد که شماره ۲۷ هم به دو نفر داده 😑 

وقتی مردم با کلافگی رفتن سراغ منشی، خانم منشی شونه هاشو انداخت بالا و گفت: پیش میاد دیگه 🙄 

حس میکنم قراره تا نیمه شب اینجا باشم

 

پ.ن: شماره ۱۲ هم از راه رسید 🤓

پ.ن۲:  مطمئنا اگه بگم یکی دیگه مثل من شماره ۳۰ عه هیچکس باور نمیکنه. خدایا لطفا بهم بگو این یه دوربین مخفیه 😭

 

پ.ن۳: خسته و ناراحت داشتم از درمانگاه بیرون میرفتم که ایشونو با قیافه ی بانمکش دیدم =)